دنیا طلبی و خطوات شیطان
96 بازدید
تاریخ ارائه : 12/18/2014 8:37:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

دنیا طلبی و خطوات شیطان
« وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ » ؛
و از گام هاى شیطان پیروى نكنید، كه بى تردید او براى شما دشمنى آشكار است. (1)
خطوات جمع خطوة ( بر وزن قربه ) به معنى گام و قدم است و « خطوات شيطان » گام هائى است كه شيطان براى وصول به هدف خود و اغواء مردم برمى‏دارد. (2)
پیروی از شیطان به صورت گام به گام بوده و قدم نهادن در هر مرحله ای، گام بعدی را آسان تر می کند، گام هایي كوتاه و آرام كه انسان را رفته رفته به مقصود مي‌كشاند.

انحرافات تدريجى
جمله ی خطوات الشيطان ( گام هاى شيطان ) گويا اشاره به يك مساله ی دقيق تربيتى دارد ، و آن اين كه انحراف ها و تبه كاري ها غالباً به طور تدريجی در انسان نفوذ مى‏كند ، نه به صورت دفعى و فورى ، مثلاً براى آلوده شدن يك جوان به مواد مخدر و قمار و شراب معمولاً مراحلى وجود دارد :
نخست به صورت تماشاچى در يكى از اين جلسات شركت مى‏كند و انجام اين كار را ساده مى شمرد.
گام دوم شركت تفريحى در قمار ( بدون برد و يا باخت ) و يا استفاده از مواد مخدر به عنوان رفع خستگى و يا درمان بيمارى و مانند آن است .
گام سوم استفاده از اين مواد به صورت كم و به قصد اين كه در مدت كوتاهى از آن صرف نظر كند.
سرانجام گام ها يكى پس از ديگرى برداشته مى شود و شخص به صورت يك قمار باز حرفه اى خطرناك و يا يك معتاد سخت و بي نوا در مى آيد.
وسوسه هاى شيطان معمولاً به همين صورت است ، انسان را قدم به قدم و تدريجاً در پشت سر خود به سوى پرتگاه مى كشاند ، اين موضوع منحصر به شيطان اصلى نيست ، تمام دستگاه هاى شيطانى و آلوده براى پياده كردن نقشه هاى شوم خود از همين روش خطوات ( گام به گام ) استفاده مى كنند ، لذا قرآن مى گويد : از همان گام اول بايد به هوش بود و با شيطان همراه نشد. (3)

دنياطلبي، از دام های شيطان
یکی از گام های شیطان دنیاطلبی است، نقل شده است که وقتي پيغمبر اسلام (ص) مبعوث شد، ابليس به دستيارانش گفت: امر بزرگي به وقوع پيوسته، برويد و برايم خبري از آن بياوريد. آنها رفتند و وقتي برگشتند گفتند: از آن مطلع نشديم. ابليس گفت: من الآن براي تان خبر مي آورم. رفت و آمد و گفت: محمد (ص) مبعوث به رسالت شده است. پس شما به سوي اصحاب او برويد تا آنها را از گرويدن به او منصرف کنيد.
آنها مي رفتند و مي آمدند و مي گفتند: ما بر اصحاب او مسلط مي شويم اما يک باره آنها ( در وقت نماز ) به نماز مي ايستند و زحمات ما هدر مي رود! ابليس گفت: ناراحت مباشيد، اميدوارم خدا دنيا را به روي آنها بگشايد و آن زمان است که مي توانيد ( به وسيله ی مال پرستي و دنياطلبي ) بر آنها مسلط شويد. (4)
با توجه به اهمیت این موضوع است که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه فرمودند:
« ضعف هاى ما خطرهائى است كه در سر راه ماست و در اين مدت وجود داشته است و بايد بعدها جلوى اينها را بگيريم. اولين ضعف ما گرايش به « دنياطلبى » بود كه گريبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولين دچار دنياطلبى شديم، دچار مادي گرائى شديم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرايش، تشريفات و اشرافي گرى يواش يواش از قبح افتاد. وقتى ما اين جور شديم، اين سرريز مي شود به مردم. ميل به اشرافي گرى، ميل به تجمل، ميل به جمع ثروت و استفاده ى از ثروت به شكل نامشروع و نامطلوب، به طور طبيعى در خيلى از انسان ها هست. وقتى ما خودمان را رها كرديم، ول كرديم، دچار شديم، اين سرريز ميشود به مردم؛ در مردم هم اين مسئله پيدا ميشود.» (5)
ایشان در جای دیگری در تعریف دنیاطلبی و ضررهای ناشی از آن می فرمایند:
« دنيا طلبى يعنى مزه ى دنيا را با حرص و ولع، در دهان مزمزه كردن و چرب و شيرين دنيا را قدر دانستن! ... هر دستگاهى كه مردم را به دنيا طلبى سوق بدهد و آنها را تشويق به بهره مندى شخصى و التذاذ طلبانه از دنيا بكند، به نظر من كمك به آسيب هاى انقلاب و ضربه خوردن به انقلاب مى كند.» (6)
بعد از توجه به اهمیت موضوع و ضررهای حاصل از دنیاطلبی، آنچه که باقی می ماند راه درمان این مشکل و متصف شدن به صفت مقابل آن ، یعنی « ساده زیستی » است. این مطلب را نیز مقام معظم رهبری در بیانات خویش به خوبی تبیین کرده اند، که برای حسن ختام این مقال، بیانات ایشان را با هم مرور می کنیم. ایشان می فرمایند:
«يكى از شعارهاى ما قبل از پيروزى انقلاب - نه شعارهاى انقلاب، شعارهاى دوستانه ى خودمان در مجموعه ى رفاقتى و مجموعه هايى كه با هم بوديم، با هم فكر مى كرديم و كار و مبارزه مى كرديم - « ساده زيستى » بود؛ زندگى ساده و كمتر بهره بردن از جلوه هاى دنيا! بعد كه انقلاب پيروز شد، سعى كرديم باز هم همين روش، همين شعار و همين مبنا را دنبال كنيم.
امام بزرگوار ما خودش مظهر همين معنا بود؛ آدمى بود كه تعيّنات دنيوى، حقيقتاً برايش ارزش نداشت. آدم اين را در آن مرد معنوى و بزرگوار مى ديد كه تعيّنات، تعلّقات و تكلّفات دنيوى، اصلاً براى خودش ارزش نداشت! اين كه دارم مى گويم، منظورم بهره مندى شخصى است؛ معنايش اين نيست كه كشور، كار آبادانى و عمران نكند و دنيا را آباد نكند. اينها هميشه، تخليه ها و شبهه افكني هاى مخالفين اسلام بوده، مى گفتند كه اسلام با دنيا مخالف است؛ يعنى دنيا را آباد نكنيم!
نه، آن دنيايى كه گفته مى شود، دنياى شخصى است؛ يعنى خود شما دنبال تكيّف زندگى دنيايى نباشيد و زندگى را ساده بگذرانيد. معنايش اين است. اميرالمؤمنين عليه‌السّلام شخصاً زاهدانه ترين زندگي ها را داشت؛ اما در عين حال، مرتب هم كار مى كرد، مزرعه را آباد و چاه آب، جارى مى كرد، جهاد مى كرد و كشور را اداره مى كرد، حكومت به آن عظمت را رياست مى كرد، سياست گذارى و سياست مدارى مى كرد.
غرض و مراد ما، دل سپردن به دنياست كه البته مقدار زيادى از مشكلات ما ناشى از اين مسأله است! منِ مسؤول دولتى و حكومتى، يا من روحانى، بايد مواظب باشم – به خصوص ما دو صنف، خصوصيتى داريم - يك وقت گفتند: « واى به حال آن كسانى كه هر دو هستند؛ هم مسؤول حكومتى، هم روحانى - اينها مشكل شان بيشتر و تكليف شان سنگين تر است! توقع مردم، بجا و بحق از آنها بيشتر است؛ خداى متعال هم آنها را بيشتر مورد سؤال قرار خواهد داد، چون اثر عمل شان هم بيشتر است.
ما بايد بيشتر مواظب باشيم، ديگران هم بايد مواظب باشند، شما هم كه دانشجوييد، يا استاديد، بايد مواظب باشيد، شما هم كه رئيسيد، بايد مواظب باشيد؛ همه بايد مواظب باشند كه به دام تكلّفات و تعيّنات زندگى نيفتند و در اشرافي گرى و اينها غرق نشوند. زينت دنيا را به قدرى كه خداى متعال قرار داده و مباح است، براى همه كس بخواهند.
البته « المال و البنون زينة الحيوة الدنيا » (7)، هيچ ايرادى ندارد. نه مال ايراد دارد، نه فرزندان ايراد دارد، نه مقام و اينها؛ ليكن غرق شدن در اينها، عمده كردن و هدف قراردادن اينها و خود را در تكيّفات و تعيّنات زندگى، منحصر كردن است كه آسيب مى زند. چنانچه اينها اصلاح بشود، ما اميدواريم كه ان شاء اللَّه مشكلى نباشد.
البته اين جا بايد بگويم كه روشنفكران اسلامى، روحانيون و مسؤولين دانشگاه ها - رؤساى دانشگاه ها، رؤساى دانشكده ها و اساتيد دانشگاه ها - نقش دارند؛ شما دانشجوها هم نقش اساسى داريد، صدا و سيما هم نقش بسيار حساس و مهمى دارد. بايد صدا و سيما هم حقيقتاً به معناى حقيقى كلمه در اين قضيه، آن نقش حقيقى خودش را ايفا كند و از چيزهايى كه الان دچارش است - چه در زمينه ى هنر، چه در زمينه ى فيلم، تبليغات و گفتارها، چه در زمينه ى تظاهرات دينى و از اين قبيل چيزهايى كه وجود دارد - خودش را خلاص كند.» (8)

پی نوشت ها :
(1) سوره ی بقره، آیه ی168
(2) تفسير نمونه، ج1، ص569
(3) تفسير نمونه، ج1، ص572
(4) شنيدني هاي تاريخ، ص260
(5) خطبه های نماز جمعه تهران، 14/11/90
(6) بيانات در ديدار شركت كنندگان در همايش آسيب‌ شناسى انقلاب، 15/12/1377‌
(7) سوره ی کهف، آیه ی46
(8) بيانات در ديدار شركت كنندگان در همايش آسيب‌ شناسى انقلاب، 15/12/1377‌